عالمان و دانشمندان كاشان (صفحه 2)


صفحه 1  |  صفحه 3


ملا محسن فيض كاشاني

دانشمندعاليقدرمحمد بن مرتضي الكاشاني ملقب و مشهور به ملا محسن فيض از اجله فقها و اكابر علماي مذهب تشيع دردوران صفويه است او در كاشان متولد شد و پس از پايان مقدمات علوم و دانش هاي زمان خويش به شيراز رفت وبه حلقه شاگردان علامه عاليقدر ملا صدرا پيوست.

تبحر ملا محسن فيض در تمامي علوم ديني بويژه تفسير و حديث وفقه و كلام وعرفان و فلسفه و ادبيات عرب و عجم به حدي است كه اگر در تمامي دوران سلطنت صفويه بي نظير نباشد مسلما كم نظير خواهد بود همچنين آگاهي و احاطه او در اصول و فروع و معقول و منقول به پايه اي رسيد كه محسود برخي از بزرگان و صاحب منصبان دانش زمان خويش واقع شد.

خاندان فيض عموما از علما و دانشمندان صاحب نام و ذيشرف كاشان بودند به ويژه جدش شاه محمود، پدرش شاه مرتضي و برادرانش ملا محمد معروف به نور الدين و ملا عبد الغفور و فرزندان آنها محمد هادي بن نورالدين و محمد مومن عبد الغفور و فرزند خود فيض ملا محمد ملقب به علم الهدي همگي داراي مقام عالي و منصب و جاهي بودند كه تاليفات و تصنيفات نفيسي داشته اند.

فيض در طول زندگي خويش شاگردان متعددي داشته كه گروهي از آنان، خود از علما و دانشمندان بزرگ ايران محسوب مي شوند و از آن دست ميتوان، ملا ابوالحسن شريف فتوني عاملي اصفهاني مولف تفسير مرآت الانوار و علامه مجلسي (ره) صاحب بحار الانوار و سيد نعمت الله جزايري مولف انوار النعمانيه را نام برد كه از او اجازه روايت داشته اند.

علامه فقيه ملا محسن فيض در تمامي علوم ديني و پاره اي از علوم ديگر مهارت و تبحري شگفت انگيز داشته و مخصوصا در علم تفسير، حديث، فقه، فلسفه، كلام، عرفان، ادبيات فارسي و عربي داراي احاطه كامل و بصيرت تمام بوده است. استادي او در فروع و اصول و نبوغ فوق العاده و درمعقول و منقول بسي حيرت آور است و در يك كلام وي يكي از محققين گرانمايه و پرارزش است كه در كمال جامعيت و قدرت علمي بوده و در ميان دانشمندان و علماء كمتر نظير او ديده است.

چنانكه صاحب روضات الجنات مي نويسد: نظير او در دانش و فضل پيدا نشده و شهرت وعلم او بيشتر از آنكه بر زبان آيد.

علامه فقيد فيض در قم سكني گزيده بود اما وقتي كه شنيد سيد ماجد بحراني سالف الترجم وارد شيراز شده به قصد كسب فيض بدان ديار عزيمت كرد و در آن شهر با دختر ملا صدراي معروف ازدواج نموده و لقب ” فيض“ را نيز از او گرفت.

تاليفات گرانبهاي او آئينه تمام نمايي از تبحر و فضل و كمال و حسن سليقه و پايداري و اطلاعات وسيع او د رعلم معقول و منقول مي باشد كه آنها را بالغ بر 130 الي 200 جلد دانسته اند.

معروفترين و نفيس ترين تاليفات علامه فيض عبارت است از: كتاب وافي در شرح اخبار و روايات كتب اربعه شيعه كه مشتمل بر 15 جزء است و كتاب تفسير صافي، تفسير آصفي، تفسير مصفي، شافي خلاصه وافي، الحقايق، سفينه النجاه، حق المبين، حق اليقين، عين اليقين، علم اليقين، مفاتيح الشرايع در فقه، معتصم الشيعه درفقه، الاصول الاصليه، كلمات مخزونه، كلمات مكنونه، كلمات طريفه، محجه البيضاء، الانصاف خلاصه الاذكار، ديوان اشعار، تقديم المحسنين و ساير تاليفات وي در كتابهاي رجال چون روضات الجنات، قصص العلماء، فوائد الرضويه، ريحانه الادب و ديگر جاها ثبت و ضبط مي باشد.

در كتب تراجم رجال كه بعضي از آنها نام برده شد كمتر از سال ولادت فيض ياد شده است. ولي بعضي كتب تاريخ ولادت فيض را در حدودسالهاي 1006 الي 1008 ه.ق دانسته اند و تاريخ وفات وي را نيز بين سالهاي 1090 تا 1091 ه. ق اعلام نموده اند. هر چند سال تولد و وفات او دقيقا مشخص نيست ولي مي توان گفت طول مدت عمراو در محدود 84 تا 85 سال بوده است.

مدفن فيض د رمقبره كوچكي معروف به كرامات يا كرامت در جوار ميدان قاضي اسدالله كاشان واقع و زيارتگاه عام و خاص است.

تاريخ اجتماعي كاشان مي نويسد: محمدبن شاه مرتضي به شاه محمود كاشاني ( وفات 1091 ه.ق) يا برجسته ترين مظهر دانش و ادب ايران در سده يازدهم هجري و همچنين خاندان بزرگ علم او از پدر و جد و برادران و خالوها وعموها و اولاد واحفاد وي تا نسل هاي متوالي اغلب اهل علم و دانش و بلكه يكي از بزرگترين خاندانهاي علمي چهار قرن اخير ايران بوده اند.

اين نابغه دانش و ادب با وجود آنكه در عصر خود يكتا و مسلم بوده بواسطه روش خاص علمي او كه طريقه اخباري را با عرفان جمع كرده و از مكتب غزالي پيروي مي نموده و نيز فتوي ها و عقايد اجتهادي وي مانند آنكه غنا را در صوت و آواز جايز و بي مانع مي دانسته ويا قائل به وحدت وجود بوده است در زمان حيات مورد رشك و طعن شديد بعضي از معاصرينش قرار گرفته كه او هم بدينگونه اشعار آنها را پاسخ و خود را تسلي خاطر مي دهد:


اي دل بيا كه تا به خدا التجا كنيم       وين درد خويش را ز در او دوا كنيم

چون دوست دوست داشت كه ما خون دل خوريم     از دشمن حسود شكايت چرا كنيم


از ديگر اشعار اوست:


بيا تا مونس هم يار هم غمخوار هم باشيم     انيس جان غم فرسوده بيمار هم باشيم

شب آمد شمع هم گرديم و بهر يكديگر سوزيم     شود چون روز دست و پاي هم دركار هم باشيم

دواي هم شفاي هم براي هم فداي هم دل هم     جان هم جانان هم دلدار هم باشيم


نگارنده اين سطور بسيار بجا مي داند قسمتي از قصيده زيباي استاد فقيد منشي را كه در منزلت و عظمت عالم بزرگ فيض كاشاني سروده شده بيان شود:


باشد خجسته طالع شهر و ديار فيض    ز آن روز كه سالهاست بود در جوار فيض

اقبال بين كه شاهد بخت از ميان خلق     بنشسته است تا ابد اندر كنار فيض

نازد اگر كه بر همه شهرها رواست     كاشان كه هست فخرش از افتخار فيض

منابع:

1- تاريخ اجتماعي كاشان- حسن نراقي صفحات 163 و 164

2- مشاهير كاشان- حسين فرخ يار صفحات 104 تا 108

3- تذكره هاي رياض العارفين، روز روشن، نصر آبادي و...

4- نبيذ كهن در ساغر سخن انجمن ادبي صبا- صفحه 21


 

علامه فيض

محمد جعفر فرزند آخوند ميرزا محمد ابراهيم بن صدر الدين محمد فيضي به سال 1267 شمسي در بالاترين خاندان علمي كاشان ديده به جهان گشود. تحصيلات مقدماتي را در محضر والدش ميرزا محمد ابراهيم كه از مجتهدان معروف بود آموخت و از محضر آيت الله علوي و اساتيد ديگر كاشان استفاده نمود. سپس به اصفهان رهسپار گرديد و چندي در مجلس درس آخوند آقا نجفي اصفهاني حاضر شد و مورد توجه شايان قرار گرفت.

او اديبي ذواللسانين و شاعري شيرين سخن و خطيبي ارزنده بود كه منشاتش در غايت فصاحت موجود است. علامه فيض سياست را از روحانيت جدا نمي دانست و از اين نظر خانه وي نه تنها مرجع روحانيون بود بلكه تكيه گاهي براي ياران سياسي وقت بشمار مي رفت. در خانه او به روي همه مردم در تمام اوقات باز بود و د رعين عدم تمكن مالي سفره اي گسترده داشت و بي پناهان را پناه بود.

علامه فيض پس از 70 سال زندگي پربركت در آذرماه سال 1337 شمسي دار فاني را وداع گفت. جنازه وي با انبوهي از تشيع كنندگان در جوار مزار كثير الانوار جدش ملا محسن فيض به خاك سپرده شد.

از تاليفات او كتاب رجال كاشان ( كه چاپ نشده)، كتاب شرح حال فيض (خطي)، ديوان اشعار ( كه تخمينا 5000 هزار بيت است) و نمونه هايي از نثر وي را مي توان نام برد.


 

ملا ابوالحسن كاشاني

ملا ابوالحسن از دانشمندان بزرگ و نامي دوران صفوي و معاصر با سلطنت شاه طهماسب بود. وي در فقه و اصول و معقول و منقول تبحر فراوان داشت و از اساتيد بزرگ علم و ادب بشمار مي رفت. ده ها اثر ارزنده نشانگر شخصيت اين مرد بزرگ است.
از جمله تاليفات اوست: كتاب اثبات الواجب و صفاته، اركان الايمان الحسني در حكمت طبيعي، روض الجنان يا روضه الجنان در كلام و حكمت، شرح فرائض خواجه نصير الدين طوسي و الشوارق در كلام، مقدار الديات و احكامها، المنطق و چندين اثر ديگر.
ملا ابوالحسن به سال 966 ه.ق وفات يافت.


 

قاضي اسد كاشاني

يكي از علماي بزرگ قرن يازدهم هجري كه در زمره عرفا نيز مي باشد مرحوم قاضي اسد الله كاشاني است كه در معرفت و عرفان شهرت فراواني پيدا نمود.

از جمله اشعار عرفاني او:

اي همه تو، غير تو در دهر كو    غير تو در كوچه و در شهر كو

وي در گفتار خويش از شبلي، جنيد، حلاج، بايزيد بسطامي، شمس تبريزي و مولوي به نيكي ياد مي كند و ليكن افضل الدين محمد مرقي (بابا افضل) را در مرتبه اي بالاتر و با بياني بليغ تر ستايش مي كند.

گويند چند روز قبل از مرگ خويش به محل دفن خود شتافت وبا شور و سرور ابياتي چند را بر زبان راند.

قاضي اسدا مرگ فراموش مكن    بابوالهوسان دست در آغوش مكن

برخيز و به پاي خود به قبرستان رو     اين بار جنازه را به هر دوش مكن

قاضي به سال 1047 ه.ق در گذشت مزار اين عالم پاك باز جنب دروازه فين ( فلكه قاضي اسد الله) دركمال روح و صفا همواره مطاف ارباب نياز و مسكن رندان پاك باز است.

از قاضي اسد ديوان غزلياتي كه بالغ بر سه هزار بيت است در دست مي باشد. شعر او چون از عشق عرفاني الهام يافته خالي از جذبه روحاني نيست. وي درباره اصل و نسب خود گويد:

حاتم طبيعتم كه بحاتم همي رسم     يعني ز نسب حاتم و از نسل اشترم

منت خداي را كه سپهدار شيعيان     بوده است اشتر و من از اولاد اشترم

از جمله افكار مخصوص قاضي اسد، درتصوف است و اينكه از راه اعتدال مزاج ( تسلط برنفس) مي توان سعادت حقيقي را درك نمود و در اين باره گويد:

شدم به عالم ارواح در شب معراج     كه زخم دل كنم از فيض روح قدس علاج

خبر به جمع ملايك رسيد از آمدنم      شدند جمع بگردم چو مردم محتاج

كه اي نديم خدا بهر ما دعائي كن     ز بحر سينه به صحرا نثار كن امواج

من ا زهجوم ملائك ز خواب برجستم    گرفته بود در اين چرخ از حيات خراج

بتوبه روي بدرگاه لم يزل كردم    كه من نه شبليم و نه جنيد و نه بايزيد و نه نساج

بغير آنكه كمين بنده خداوندم     وليك چون اسدم هست اعتدال مزاج

در تذكره رياض العارفين مطالبي نقل شده است كه بزرگي و اخلاص قاضي اسد را مي رساند.

ابياتي ديگر از اشعار اوست:

اي آنكه توئي محرم راز همه كس     شرمنده ناز تو نياز همه كس

چون دشمن و دوست مظهر ذات تواند     از بهر تو مي كشيم ناز همه كس
 


 

آيت الله ابوالقاسم كاشاني

حضرت آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني از بنيان گذاران نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران و از مبارزين بزرگ عليه استعمار بود كه شعر ملي شدن صنعت نفت را عنوان نمود . در اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت حضرت آيت الله كاشاني به وسايل مختلف دولت را تقويت مي كردند و با نفوذ ومحبوبيتي كه در كشورهاي اسلامي داشتند ملل مسلمان جهان را به پشتيباني از مبارزات ملي ايران دعوت مي نمودند.

اعلاميه هاي پرشور او كه برطرفداري از نهضت ملي شدن نفت بود از جمله مشهور وي (برادران عزيز) شروع و به امضاء سيد ابوالقاسم كاشاني ختم مي شد و آن روزها يك برگ اعلاميه آيت الله كاشاني كافي بود كه بازار تهران و همه ايران را تعطيل كند چنانكه در ماجراي خلع يد از شركت سابق نفت مكرر با يك اعلاميه وي، ايران تعطيل عمومي مي شد.

در جريان انقلاب عراق آيت الله كاشاني به اتفاق پدر خود و ساير مجتهدين شيعه در آن كشور اسلحه بدست گرفت و بر ضد استعمار انگليس جنگيد.

علامه تهراني مي نويسد: سيد ابوالقاسم بن سيد مصطفي كاشاني عالم جليل و مجاهد كبير و مصلح مشهور و سياستمدار با تجربه در نجف اشرف، از شاگردان پدرش علامه بزرگوار مجاهد و استاد ما ملا محمد كاظم خراساني و ميرزا حسين خليل بود و از تقريرات درس دو استاد نامبرده كتابهاي بسياري در ابواب مختلف فقه و اصول نوشت.

از همان آغاز جواني به عمق فكر و دقت نظر و شرافت نفس و علو همت مشهور بود من از همان آغاز جواني با وي معاشرت داشتم و در علم و فضل و تقوي و پاكي طينت و عفت نفس و خوي نيكو وطبع بلند كمبودي نديدم. او يكي از قديمترين دوستان من بهنگام شركت در حوزه درس استاد آيت الله خراساني بود.

سرانجام مجاهد كبير آيت الله كاشاني به سال 1381 ه.ق در سن 88 سالگي به جهان باقي شتافت و در جوار حضرت عبدالعظيم (ع) به خاك سپرده شد.


 

ملا هاشم كاشاني

« خويشتن را در نجوم غياث الدين جمشيد ثاني مي دانست و اين دعوي حقا كه بي محل نبود. در حيات مرحومين ملا حسين منجم زنوزي و ملا حسن منجم محلاتي عمل استخراج و طبع تقاويم به معيت اين سه استاد عظيم بود».


 

سيد مصطفي كاشاني

سيد مصطفي كاشاني پدر آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني مبارز معروف قرن اخير است وي پسر حاج سيد حسين كاشاني يكي از اكابر علما بود و در اوائل سده چهاردهم مي زيست.

تحصيلات ابتدائي خود را با فراگرفتن مقدمات لازم و علوم متداول به پايان رسانيد و فقه و اصول و معقول و منقول و اخلاق و كلام را در حوزه درس پدر دانشمند خود تكميل نمود و پس از فوت او به اصفهان رفت و چون حوزه علمي فراخور حال خود پيدا نكرد به نجف عزيمت نمود.

در نجف به يكي از مراجع مهم علمي و حوزه درس مراجعه نمود و استفاده شاياني برد علاوه بر مقام علمي و ديني اين مرد، شعرنيكو مي سرود و خط شكسته نستعليق را خوب مي نگاشت، تاليفات بسياري داشته كه متاسفانه اغلب آنها از بين رفته است.

حاج سيد مصطفي كاشاني در شب نوزدهم رمضان سال 1337 ه.ق در كاظمين چشم ازجهان فروبست و در جوار مرقد امام موسي كاظم (ع) مدفون گرديد.


 

ملا فتح الله كاشاني

ملا فتح الله بن ملا شكر الله از علما و فقها بزرگ و متبحر اواخر سده دهم هجري بود. درعلوم ديني خصوصا در تفسير مهارت و چيرگي خاصي داشته و تاليفات مهم او بهترين وسيله اثبات اين مدعا است كتابهاي «تنبيه الغافلين» و «تذكره العارفين» كه شرح فارسي نهج البلاغه مي باشد «خلاصه المنهج» كه خلاصه «منهج الصادقين في الزام المخالفين» كه تفسير بزرگي به فارسي است همگي از آثار ارزنده اين عالم جليل القدر است ملا فتح الله كاشاني در سال 988 هجري وفات يافت.

تاريخ كاشان مي نويسد: يكي ديگر از علما و فضلا و مقدسين سلف مرحوم ملا فتح الله بوده كه از جمله اثر علميه او تفسير فارسي قرآن مجيد مرسوم به «منهج الصادقين» است. گويند در حين نوشتن آن كتاب به مرض سكته مسكوت شد و اطبا به فوت او متفق شدند بعد از غسل و كفن براي آن كه جنازه راجهت دفن به نجف اشرف بردند آن را در دخمه گذارده و درش چنانكه معهود است با آجر و گچ محكم كردند. شامگاه به هوش آمد از واقعه مستحضر شد دست به اطراف كشيد تا بدر گاه دخمه رسيد . دانست كه با دست و ناخن در اين در و ديوار متين رخنه و ثلمه نشايد و از اين مهلكه رهائي نتوان، دردل گذرانيد كه هر گاه از اين ورطه رهائي يابد پاي در دامن عزلت پيچد و تا كتاب تفسير را به پايان نرساند به هيچ كار اقدام نكند مقارن اين حال مرد بنا را به خاطر رسيد كه تيشه خود را درون دخمه نهاده بي توان بدويد درگاه دخمه را بگشود. ملا فتح الله به خانه آمده باب مراوده مسدود كرد و هيچ نياسود تا از عهده عهد بدر آمد و بعد از چندي داعي حق را لبيك گفت مقبره او در حوالي دروازه لتحر زيارتگاه ارباب نياز است.


 

انوشيروان بن خالد بن محمد كاشاني

انوشيروان از دانشمندان بزرگ دوره خود به شمار مي رفت و چندين بار هم به وزارت پادشاهان ايراني و عباسي رسيد. برخي از نويسندگان او را بعنوان «الوزير الامام العلامه» نام برده اند.

اين وزير دانشمند كه مولف مقامات جديدي كتاب خود را بنام او تاليف نموده از مرم قريه فين كاشان است. انوشيروان بن خالد آثار و ابنيه مهمي از قبيل مدرسه و كتابخانه و دارالشفاء و كاروانسرا و غيره احداث نموده از آن جمله مدرسه شرفيه كاشان است كه با كتابخانه و موقوفات آن تا اواخر سده هفتم هجري همچنان برپا بوده است.

انوشيروان زبان فارسي و عربي را بخوبي مي دانست او كتاب «تاريخ آل سلجوق» را به زبان فارسي نوشت و «محمد بن محمد بن حامد نويسنده اصفهاني» همين كتاب را به زبان عربي ترجمه كرده است.

از سال تولد انوشيروان خبري در دست نيست ولي «ابن الطقطقي» در كتاب «آداب السلطانيه» آورده است كه انوشيروان در سال 532 ه.ق درگذشت.


 

غياث الدين جمشيد كاشاني

غياث الدين جمشيد بزرگترين رياضي دان ايران و از نوابغ و نوادر علم رياضي در جهان مي باشد. او نخستين دانشمنديست كه كسر اعشار را پيدا كرده و همچنين نسبت مابين محيط دايره و قطر آن را كه عدد (پي) ناميده مي شود او يافته است. قواعد آنها را با برخي از اختراعات علمي و كارهاي خود در كتاب مفتاح الحساب و رساله محيطيه خويش شرح داده است.

غياث الدين جمشيد يك نوع عمل ضرب هم اختراع كرد و در كتابش به نام خود ثبت نمود. البته بايد بدانيم كه اين طرز عمل ضرب كنوني كه در دبستانها آموخته مي شود مدت زيادي نيست كه پيدا شده و قبل از آن هيچ راهي براي اينكار نبود. نام كامل اين استاد بزرگ (جمشيد بن مسعود بن محمود طبيب كاشاني) ملقب به غياث الدين است.

طراحي رصد خانه معروف مراغه از كارهاي معروف غياث الدين است كه صدها سال قبل با وسائل ابتدائي آن روزگار محاسبه كرده بيش از چند دقيقه با آنچه امروز، محاسبه مي كنند تفاوت ندارد.

بالاخره جمشيد بن مسعود كاشاني (وفات 1436 ميلادي) نخستين رئيس رصد خانه الغ بيك در سمرقند ذيلي بر زيج ايلخاني نوشت به نام زيج الخاقاني. از تاليفات او: مفتاح الحساب، نزهه الحدائق، رساله در شرح آلات رصد، رساله محيطيه، سلم السماء و غيره مي باشد.


 

آيت الله ملا عبدالرسول مدني كاشاني

حضرت آيت الله ملا عبدالرسول كاشاني (ره) فرزند ملا محمد يكي از بزرگترين مفاخر علمي و روحاني كاشان است كه در 27 رجب سال 1280 ه.ق در اين شهر بدنيا آمد.

وي از همان اوان كودكي به تحصيل علم پرداخت و از محضر اساتيدي بزرگ همچون: ميرزا فخرالدين نراقي، آيت الله ملا حبيب الله شريف كاشاني و آيت الله سيد كاظم يزدي كسب فيض نمود و به مدارج عاليه علمي رسيد. مدتي امر قضاوت و حكومت شرعيه وقت را در كاشان بعهده داشت و اكثر محاكمات و مرافعات حتي از شهرهاي اطراف چون قم و تهران به محضر آن بزرگوار ارجاع مي شد و ايشان در كمال بي طرفي به حل و فصل آن مبادرت مي نمود.

آيت الله ملا عبدالرسول در طول زندگي پربركت خويش نه تنها چيزي از مال دنيا نياندوخت بلكه مقداري قرض نيز باقي گذارد كه بعد از وفاتش با فروختن مقداري از كتابهاي شخصي ايشان قرض ها ادا گرديد. وي تا پايان عمر در خانه اي گلي و بسيار ساده و بي پيرايه زيست.

در مقام علمي او همين را بس، كه هر يك از علماء به هنگام بحث با ايشان مغلوب مي شدند و بيشتر مباحثات علمي را كه علماي كاشان قادر به حل و فصل آن نبودند به ايشان ارجاع مي كردند.

در امر به معروف و نهي از منكر مهارتي تام داشت. چنانكه نرخ اجناس بازار را تعيين مي نمود هيچ كس جرات تخلف و گرانفروشي را نداشت. همچنين از تبليغات اهل ضلال (مانند بهائي ها) جلوگيري مي كرد و به بحث با آنها پرداخته و آنان را مغلوب مي نمود.

علامه تهراني در اعلام الشيعه مي نويسد: ملا عبدالرسول كاشاني دانشمندي بزرگ و مولفي فاضل و مردي وارسته و پرهيزكار بوده است. او در كاشان نزد پدرزنش ملا حبيب الله شريف كاشاني و ميرزا فخر الدين نراقي تحصيل كرد و … دراين كتاب نام دوازده اثر ملا عبدالرسول آمده است.

آيت الله ملا عبدالرسول مدني از خود تاليفات گرانبهائي به جاي گذارده كه بعضي از آنها به چاپ رسيده است. از جمله آثار قلمي ايشان:

حواشي بر كتب فقه و اصول، كلمات بزرگان يا مجمع النصايح، علائم الحقيقه، انصافيه راجع به مشروطيت، تفكيك عالم حقيقت از طبيعت، رساله حجابيه، تاريخ اشرار كاشان، آب حيات (شرح دعاي سمات)، كلمات انجمن، تاريخ وهابيه، رد بر كتاب پس از مرگ، شرح صحيفه سجاديه در 5 جلد، فوائد المتكلمين( چندين جلد)، شرح دعاي صباح، اخلاق مدني و … مي باشد.

حضرت آيت الله ملا عبدالرسول مدني كاشاني سرانجام در غروب روز چهارشنبه هشتم ماه صفر سال 1366 ه.ق به سراي باقي شتافت و در عالم روحانيان جاي گرفت. جنازه آن عالم جليل القدر با مشايعت جمعيت كثيري( كه تا آن زمان كم نظير بود) در جوار بقعه پنجه شاه كاشان به خاك سپرده شد.


 

ملا شاه مرتضي

ملا شاه مرتضي پدر عالم بزرگ ملا محسن فيض كاشاني و از دانشمندان و فضلاء مشهور زمان بود و كتابخانه اي عالي و كم نظير در اختيار خويش داشت.
برادر ملا شاه مرتضي كه نور الدين كاشاني نام داشت از دانشمندان معروف بود و كتاب (مصفاه الاشباح فلي الاخلاق و عجائب الافاق) را تاليف كرده است. پسر عموي ملا محسن فيض يعني پسر نورالدين كاشا ني بنام ملا محمد هادي مولف كتاب مفاتيح نيز از مشاهير عصر بود . همچنين برادر ملا محسن، ملا عبدالغفور بن شاه مرتضي و پسر عبدالغفور ملا محمد مومن هر دو از علماي نامي زمان خويش بودند.


 

ملا محمد مهدي بن ابي ذر نراقي

ملا محمد مهدي بن ابي ذر نراقي معروف به محقق نراقي كه برخي از افاضل او را خاتم الحكماء و المجتهدين خوانده اند، سرسلسله دودمان نراقي كاشان و از علماي معروف قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم هجري است.

وي جامع جميع علوم عقلي و نقلي در روزگار خود بود و تاليفاتي در رشته هاي گوناگون علوم از فقه و اصول و فلسفه و حكمت و رياضي و اخلاق و غيره دارد. عمده تحصيلات او در اصفهان بود و در خدمت علماي آن شهر كسب دانش كرد. رياضي را از ملا اسماعيل خواجويي و علوم ديگر را از حاج شيخ محمد و مولانا مهدي هرندي و ميرزا نصير و شيخ يوسف و آقا محمد باقر بهبهاني آموخت.

از تصنيفات و تاليفات او:

كتاب لوامع، انيس الحجاج در مناسك حج، المعتمد در فقه، انيس المجتهدين، التجريد در اصول، مشكلات العلوم در موضوعات مختلف، جامع الافكار در حكمت، جامع السعادات در اخلاق، كتاب شرح علي الشفاء، كتاب اللمعه، كتاب اللمعات العرشيه در حكمت الهي، المستقصي در علم هيئت، المحصل الهيئه در هيئت، توضيح الاشكال، كلمات وجيزه، قره العيون در ماهيت وجود، رساله في الاجماع، رساله صلوه الجمعه، ديوان اشعار و چندين اثر ديگر را مي توان نام برد.

مرحوم ملا مهدي نراقي كه از نوادر روزگار خود به شمار مي رفت در حدود 60 سالگي به سال 1209 ه.ق در كاشان وفات يافت جنازه مطهرش را به نجف اشرف حمل و در آنجا به خاك سپردند.

پسران وي: ملامحمد باقر، ميرزا ابوالقاسم، حاج ملا احمد فاضل، ابوالحسن، ملا مهدي (آقا بزرگ) كه از اينان حاج ملا احمد و ملا مهدي از ديگران برتر بوده اند. سيد رضي ناطق، تاريخ ارتحال ايشان را بدين گونه سروده است:

با دلي زار از پي تاريخ ناطق زد رقم    مقتداي اهل عالم درجنان منزل گزيد(1209)

از اشعار اوست:

ساقي بيار باده كه افسرده جان ما     در ده قدح كه زان بفروزد روان ما

مطرب به ناله ني و چنگت خموش ساز     اين ناله هاي زار دل ناتوان ما

ما را نبود جز دلي از قسمت ازل     آن هم گرفت دلبر نامهربان ما

از ما روان و صبر روان گشت آن زمان     كز نزد ما روان شده سروران ما

ما را ز خشم زاهد خودبين چه باك اگر    باقي بود توجه پير مغان ما

دارم گمان كه عاقبت ما نكو شود    يارب روا مدار خطا بر گمان ما

غافل مشو نراقي و فرصت مده ز دست    تا بنگري رسيده به آخر زمان ما


 

مولانا احمد فاضل نراقي

حاج ملا احمد فاضل فرزند خاتم الحكماء و المجتهدين مولانا محمد مهدي بن ابي ذر نراقي يكي از بزرگترين علماي خاندان نراقي كاشان، دراين شهر بدنيا آمد. وي تحصيلات خود را نخست نزد پدر بزرگوارش آغاز كرد و بسياري از دانسته هاي خود را از او آموخت و سپس مدتي در خدمت عالم معروف آن عصر سيد مهدي بحرالعلوم اقتباس فوايد كرد و بهره ها يافت.

فاضل از بزرگاني چون پدر خويش، بحرالعلوم، سيد علي بن سيد محمد طباطبائي صاحب رياض، ميرزا مهدي موسوي شهرستاني و شيخ مرتضي انصاري و بسياري از اعاظم علماي كاشان مانند ميرزا ابوتراب نطنزي نوه او، حاج ملا محمد نراقي فرزندش، و برادرانش ملا مهدي (آقا بزرگ) و ميرزا ابوالقاسم كسب دانش كردند.

ملا احمد گذشته از مراتب علمي، از نفوذ وقدرت سياسي نيز برخوردار بود. فتحعلي شاه قاجار مدرسه سلطاني را براي وي بنيان نهاد و توليت و تدريس مدرسه را به او مفوض كرد.

ملا احمد جامع معقول ومنقول بود وعلاوه بر فقه و اصول تاليفات بسياري در رشته هاي مختلف علوم دارد. اهم آثار او از اين قرار است:

مستند الشيعه در احكام شرعي، كتاب شرح تجريد الاصول 7 مجلد، عوايد الايام، مفتاح الاصول، تذكره الاحباب، خلاصه المسايل، شرح محصل الهيئه، الرسايل والمسايل، وسيله النجات، مناسك الحج، جامع الموعظ، هدايه الشيعه در فقه، اساس الاحكام في الاصول، كتاب الخزاين في المتفرقات، عين الاصول، معراج السعاده، سيف الامه و برهان المله در رد بر اديان باطل، مثنوي طاقديس.

ملا احمد نراقي در سال 1245 ه.ق در كاشان وفات يافت وجنازه وي به نجف اشرف حمل و در آنجا مدفون گرديد. او هشت پسر به نامهاي: حاج ملا محمد، ميرزا محمد نصير، ملا محمد تقي، ميرزا ابراهيم، حاج ملا محمد جواد، ملا هاشم، ملا محمد علي، ميرزا نصرالله كه از همه مهمتر حاج ملا محمد و حاج ملا محمد جواد بوده اند.

نراقي ذوق شعر و ادب نيز داشته و اشعار بسيار سروده است. وي در شعر «صفائي» تخلص مي كرد.

قسمتي از قصيده طولاني او در وصف سرزمين كربلا:

اي زمين كربلا دل شاد زي
     تا قيامت زان سبب آباد زي

البشاره اي زمين كربلا
      كايدت مهمان سلطان الوري

آسمان شو عرش شو بر خود ببال
    گردن دولت بكش بربند يال

قبه عزت به گردون كن بلند
      هم بر آن پيرايه مهر و ماه بند

بارگاه پادشاهي ساز كن
     طرح ايوان و رواق آغاز كن

تخت شاهي اندر آن ايوان بزن
      برفراز تخت مسند در فكن

كاينك از راه مي رسد شاهي بزرگ
   در ركاب او اميران سترگ

آهوانت را بگو اي كربلا
    نافه اندازند اندر راهها


 

منبع :  مشاهير كاشان ، حسين فرخ يار